تبليغاتX
صدای پای نسیم - عشق و عطش


صدای پای نسیم

هم سفر لحظه هایم باش در این کوره راه تردید

 

در جوش و خروش خم نگه کردم دوش

دیدم دو هزار دانه گویا و خموش

گفتم ز چه اینچنین تلاطم دارید؟!

گفتند محرم است، می نوش و خموش!

وا ماندم از این سخن، در ماه حرام؟!

می بود کجا؟!کجا بود باده فروش؟!

ناگاه یکی ز قدسیان با لب تر!

گفتا که بیا ز باده عشق بنوش!

عشق و عطش و باده و جام و ساقی

جمعند در این دشت، تو بر زهد مکوش

هفتاد و دو تن زاده‌‌ عشق و مستی

خواندند نماز عشق و رفتند ز هوش...

           
                       شیدا

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 5:33 توسط علی میرشمس(شیدا)|


مطالب پيشين
» و این شد بهاری ترین نوبهارم
» نمازم...
» هالو فرمودند
» فصل جدید زندگی...
» ...
» محکمه
» راه بهشت
» به سوی تعالی...1
» شعر جديد و بي نظيري از سيمين بهبهاني
» عطر عید
Design By : Pars Skin