تبليغاتX
صدای پای نسیم - قوم انسان


صدای پای نسیم

هم سفر لحظه هایم باش در این کوره راه تردید

پس از عمری گذر در قوم انسان

دل من شد اسیر عشق جانان


بهار عشق من آمد به پائیز

خزان شد روزگارم در بهاران


دلم گرم وجود یار گردید

پس از چندی رهایم کرد آسان


همیشه این دل غم دیده زار

اسیر ماتم است و درد هجران


جوانی دیگر از دوران ما رفت

هنوز این دل غریب است و پریشان


مرا در حال خود با غم رها کرد

به بی مهری او آوردم ایمان


وفا در قوم یاران بس عجیب است

چه چاره درد ما را نیست درمان


چو شیدا هرکه شدبا غم هم آغوش

گذارد سر به صحرا و بیابان



شیدا

 
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:33 توسط علی میرشمس(شیدا)|


مطالب پيشين
» نمازم...
» هالو فرمودند
» فصل جدید زندگی...
» ...
» محکمه
» راه بهشت
» به سوی تعالی...1
» شعر جديد و بي نظيري از سيمين بهبهاني
» نفهمیدم...!
» عطر عید
Design By : Pars Skin