صدای پای نسیم
هم سفر لحظه هایم باش در این کوره راه تردید
گاهی این سوال را از خود می پرسیم ،
بی آنکه درپی یافتن جوابی برای آن باشیم .
زندگی انگارروایت یک شروع است ، شروعی دربیست و چند سالگی .
زندگی انگار شروع یک جریان است ،
جریانی که آرام درپناه یک دیدار، آغاز به شکل گرفتن می کند .
زندگی انگار یک دیداراست ،
دیداری برآمده از دل سیزده میلیارد سال انتظار .
زندگی انگارانتظار کشیدن است برای حادثه ای که
نمی دانیم کی و کجا به وقوع خواهد پیوست .
زندگی انگارهوای کسی را داشتن است ،
بی آنکه بداند وحتی شاید این است که بگذاریم گاهی
هوایمان را داشته باشد،
بی آنکه بدانیم !
زندگی انگار دوست داشتن است ، دوست داشتنی
که درحجم اندکی از زمان ، در پی رویت یک قطعه فلز،
به ناگهان سربرمی آورد و تمامی گذشته را مرورمی کند .
یک قطعه کوچک که به تنهایی قادر است تمامی حجم
یک آینده را ویران سازد ....
آری زندگی دیر رسیدن است و با این حال همچنان دوست داشتن .
آری زندگی عشق ورزیدن است بی آنکه بدانیم
مخاطبمان کیست و در این گیجی مطلوب تا به ابد ماندن .
آری زندگی یک لحظه است و لحظه بعد و لحظات
بعدی که می آیند و می آیند و می آیند، تا روزی که مرگ فرود آید و
این پرسش را برای همیشه پاسخ گوید- چونان که فراق،عشق را -
... و
لحظه ها اندکند و کوتاه ، حتی اگربه بلندای یلدا باشند .
مبادا حتی یک لحظه را برای ابرازمحبت به کسی که
دوستش داریم ازدست بدهیم .
" باشد که عشق ، سنگ گور زندگیم باشد . "
... و زندگی انگارتا به ابد ، حرف هایی است که بر زبان نیامده ...
| Design By : Night Skin |


