تبليغاتX
صدای پای نسیم - مینویسم از عشق


صدای پای نسیم

هم سفر لحظه هایم باش در این کوره راه تردید

مینویسم

مینویسم از عشق

تا قلم راه به غم نامه این دل دارد

تا که عشق از سر عادت با طلوع خورشید

از لب پنجره دل به افق می نگرد

با نوشتن آری خالی از فریادم

غم این عشق جگر سوز رود از یادم

فصل نو می آید

فصل شادابی و احساس طراوت

آری،

بوی یک روز پر از خلوت تو

بوی یک تجربه تکراری

حس آ غوش

سراسر مستی

غالبش تکراریست

حس آغوش تو نو

بعد چندی که دلم حسرت این حس را داشت

لذتش را آری بارها حس کردم

در اطاق سردم

با دل پر دردم

رفته در خواب عمیقی وحضورت یک دم

خواب از من بربود

گرچه عاشق باید، خواب را بیند خواب

من بوقت گریه! مست از اشک جنون

میروم در خوابی

که مگر یک لحظه

اندر آن حسرت گاه

خواب آغوش تو را گرم به تن بفشارم

و تو با آن لب مست

بوسه ای را به لبم هدیه دهی

و من از شوق وصال

باز آشفته از آن خواب بر آرم تن سرد

بروم تا ته بغض

برسم تا لب اشک

تا نوک برج جنون

و به دنبال حضورت گردم.

                شیدا
نوشته شده در سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 14:48 توسط علی میرشمس(شیدا)|


مطالب پيشين
» نمازم...
» هالو فرمودند
» فصل جدید زندگی...
» ...
» محکمه
» راه بهشت
» به سوی تعالی...1
» شعر جديد و بي نظيري از سيمين بهبهاني
» نفهمیدم...!
» عطر عید
Design By : Pars Skin