تبليغاتX
صدای پای نسیم


صدای پای نسیم

هم سفر لحظه هایم باش در این کوره راه تردید

 

لعیا شود دمی  که به لعیا  رسانیم...

لعیا شود دمی  که به لعیا  رسانیم...

لعیا شود دمی  که به لعیا  رسانیم...

لعیا شود دمی  که به لعیا  رسانیم...

لعیا شود دمی  که به لعیا  رسانیم...

لعیا شود دمی  که به لعیا  رسانیم...

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 7:17 توسط علی میرشمس(شیدا)

یک تبسم ، یک دو راهی ، یک عبور

یک خیال ساده و قلبی صبور

میبرد ما را به پای محکمه

قاضی و حکم و لگدها بر غرور

مجرم اینجا نیست من خود شاکیم

کیست دانائی که گوید من کیم؟!

جرم من تنها عبوری بود و بس

با خیالی ساده در راهی عبث

این سراب دور را گشتم اسیر

میشوم هر لحظه با عشق تو پیر

من نمیدانم وکیلم کیست؟ کیست؟

عاشقی دیگر به عالم نیست! نیست!

باده ای از جام رسوائی زدم

تا دمی سر برکشم سوی عدم

گشته ام اینک مقیم کوی دوست

آن که هر جا هست در دستش سبوست

باز هم جامی کنم از می تهی

تا شوم یک دم ز یاد وی تهی

حکم صادر شد روم بر پای دار

باز هم ساقی برایم می بیار

جرم من تنها عبوری بود و بس!

با من تنها نسازد هیچ کس...

 

               بی وزن و قافیه

                           دل گفته بافیه

                                            شیدا

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 9:33 توسط علی میرشمس(شیدا)|


مطالب پيشين
» نمازم...
» هالو فرمودند
» فصل جدید زندگی...
» ...
» محکمه
» راه بهشت
» به سوی تعالی...1
» شعر جديد و بي نظيري از سيمين بهبهاني
» نفهمیدم...!
» عطر عید
Design By : Pars Skin