صدای پای نسیم
هم سفر لحظه هایم باش در این کوره راه تردید
شاخه های سبز بید ماهی و تنگ بلور حسرت و اشک و عبور هفت سینی در سراب حرفهائی نا حساب ساعت شماته دار لحظه های انتظار سبزه و سیر و سماغ یک هم آغوشی داغ سنجد و سرکه و سیب عشوه ای بس دل فریب سکه ای در جیب نیست! این حقارت بهر چیست؟! من کیم یک ناگزیر! در خم ذلفی اسیر! من کیم یک بی پناه! عاشقی گم کرده راه...! میشود نو روزگار...! میرسد صبج و بهار...! کاش من هم نو شوم یا که اصلا تو شوم تا که از نور حضورت هاله یا، پرتو شوم!!! شیدا امیدوارم سال جدید بهترین سال زندگیتون تا به این لحظه باشه و غرق در شادی و آرامش باشید. بابت همه کوتاهیهایی که در این سال کردم و شاید دلخوری از من به دل داشته باشید عذر خواهی میکنم و همینجا و برای همیشه میگم که همتون را دوست دارم... شهابهای آسمان یکی یکی به نام تو منم که کوچ میکنم شبی ز ازدحام تو تویی که حسرت مرا به دوش میکشی! بیا! برای رفع این عطش! سراب من سهام تو!!! تویی که خسته بودی از تمام عشق ورزی ام منم که طرد گشتم از... همه به اتهام تو دوباره کهنه شد زبان! و شعرهای باطلم- ستاره ای نمی شود، ز نام نقره فام تو فنا شدم از این همه هراس و دلشکستگی نمی شوم ز غم تهی! چو می زنم ز جام تو!!! چقدر مثل آفتی! به جان من چه میکنی؟! و کاش کر شوم دمی! که می برند نام تو! ببین چه کرده ای که دل، چنین سیاه و سنگ شد! روا نبود زندگی ، شود فقط به کام تو!!! تور فتی و نشاندی ام! به شاخ حسرت و فراق چه کور خوانده ای که من! شوم خراب وخام تو! دروغ بوده این غزل! به غیرٍ بیت آخرش!!! تمام شعرهای من! فدای یک سلام تو!!! شیدا لذت چه گویم؟ عشق بازی با غزل کردم از یاد بردم بوی آن پیراهنی را که دیشب به خوابم جشن میدیم ولی افسوس نا گه به روی بند دیدم دامنی را که تو یک نفس همراهیم کن تا سر کوچه من میروم تا باز یابم آن منی را که شاید به دار آویختم تنهایی خود را یا باز سازی کردم آن راه آهنی را که باید فراموشت کنم چونان که آزادی یا سرنگون سازم من آن اهریمنی را که دلواپس این روزهای واپسین هستم باید فرو ریزد تمام بهمنی را که... شیدا اسفند ماه ۱۳۸۹ این هم بداهه ای بود به تاثیر از غزل زیبای خانم زهرا شعبانی
درود فراوان به همه دوستان و همراهان عزیز و دوست داشتنی ام.
| Design By : Pars Skin |


