صدای پای نسیم
هم سفر لحظه هایم باش در این کوره راه تردید
باور نکن باغ تن تو حالا که زبون من داره میره به مرخصی نه میسوزم و نه میسوزانم خاکستری گشته ام که مرا نه ناری مانده و نه نایی... شیدا
تک دل
تو خودت خوب میدونی کی دادی با چشات فریبم
ساعتت هنوز همونجاس تو دکور کنار اون قفـــــــل
بی وفا بی معرفت به این زودی برات عجیبــــــــم؟!
خوب شد اون قفل رو یادت رفت بزنی به دل پاکـم
گر چه هیچ فرقی نداره از خوشیها بی نصیبــــــم
فکر نکن بازی رو بردی تک دل هنوز همینجـــــاس
حالا تو مضربی و منم برات یه جور ضریبــــــــــــم
نازنین بودی یه روزی حالا اما هیچی نیستـــــــی
نه دیگه این رو بدون که نمیدن چشات فریبـــــــم
شیدا
باور نکن تنها بمیرم
وقتی به عشق تو اسیرم
من با توام پیوسته در اوج
من بی تو مجنونی فقیرم
باور نکن از تو جدا شم
وقتی بدون تو حقیرم
دیوانه و سرگشته چون باد
دامان گیسویت بگیرم
رفتی و ما را عاشقی کشت
بنگر کنون سی ساله پیرم
آن چشم مستت را که بستی!
دیدم به عشق تو اسیرم...
شیدا
دل من پر شده از دلشوره و دلواپسی
پر حرف دلمو، قلبمو از جا میکنی
وقتی که بهار میشه وامیشی تو با اطلسی
من میخوام بغل کنم آغوش باغ تن تو
تو میگی حالا زوده به اونجا ها هم میرسی؟!
میخوام از سفر بیام فقط برای دیدنت
تو میگی رفتنیم حتی اگه زود برسی؟!
یه روزی خیلی میخواستی منو باور بکنی
حالا پس دیگه چرا به داد من نمیرسی؟
زندگی همش برام چراغ قرمز شد و شک
بیا و عبور بده منو ز مرز بی کسی
منو از خودم ببر کنار آغوش تنت
تا که آروم بگیرم از این همه دلواپسی
نگو فرصت باقیه فردای ما یه دیروزه
امروزم یه فردا بود یه وقت به آخر میرسی
شیدا
| Design By : Pars Skin |


